نمايش پيامها با برچسب علی سانسوری. نمایش همه پیامها
نمايش پيامها با برچسب علی سانسوری. نمایش همه پیامها

اولین مطلب از آن طرف آبها

مطمئنم که خوانندگان محترم قیچی متوجه غیبت بنده و کم کارتر شدن این بلاگ شده اند. با عرض پوزش به خاطر به روز نکردن قیچی و ملاقات نکردن از بلاگ دوستان باید خدمتتان عرض کنم که اینجانب علی سانسوری به این طرف آبها یعنی شهر بزرگ نیویورک نقل مکان کرده. این اولین باری است از مدتی که از ایران خارج شدم، برای قیچی می نویسم.


هنوز مدت سفرم مشخص نیست و اصلاٌ نمی دانم که آیا می توانم آنرا مسافرت بنامم یا مهاجرت. به هر حال فعلا این جا هستیم و از همین جا خواهم نوشت. اگر بخواهم کمی راجع به این شهر بی در و پیکر هم قشنگ و هم زشت بگویم، باید گفت که شباهتهای زیادی با تهران دارد و مانند تهران خیلی شلوغ است و از همه جای آمریکا و حتی دنیا آدم در این شهر زندگی می کند. تفاوت مهمش با تهران پاکیزگی هوایش می باشد که آن به دو علت مهم است: یک، سالم بودن ماشینها و تولید نکردن دود. دو، نزدیک بودن به اقیانوس و باز بودن اطراف که جریان باد هر قدر آلودگی کم باشد را منتقل می کند.

در طی این مدت که نبودم و ننوشتم اتفاقات مهم، بزرگ و کوچک و غیره افتاد. و حرفهای زیادی برای هر یک از آنها داشتم ولی خب متأسفانه فرصت نبود و بنده آنقدر سرگرم این مسافرت و جابجایی بودم که نتوانستم حتی نظرات و ایمیل های خوانندگان را بخوانم.

هم اکنون مشغول نوشتن یک مطلب راجع به قلیان هستم که به زودی آن را منتشر می کنم. به امید سلامتی برای همه هموطنان دور و نزدیک، چه در این شهر، چه در شهرهای دیگر و چه در ایران. تا بعد خدانگهدارتان

ادامۀ مطلب...

علی سانسوری کیست؟ قیچی چیست؟

من علی هستم، معروف به علی سانسوری! از هر چی بدت می آد سرت می آد. از پنهان کاریو، ریا و، مخفی کردن بدم می آد و سرم اومده که چی؟ اسم واقعیم رو، هویت اصلیم رو به خاطر وضعیت فعلی سیاسی که خیلی ضایعه، پنهون کنم تا این طوری بتونم حرف دلم رو بزنم. به این می گن خود سانسوری!


من به جای واژه طویل خود سانسوری که یکمی هم از لغت اجنبی ساسنور توش به کار رفته واژه قیچی استفاده می کنم. یعنی هر وقت می گم قیچی یعنی همون سانسور، یا خود سانسوری.

این اولین نوشته ام در وبگاه قیچی هست. هدفم اینه که بتونم قیچی رو به خیلی ها معرفی کنم. دوست دارم در قیچی بدون استفاده از قیچی اون چیزی که لب کلام و اصل سخنه رو بدون هیچ ترس و واهمه ای بگم و به گوش همه برسونم.

تا قبل از این هرچی می نوشتم، توسط دوستانو اقوام آشناها و در و همسایه به باد انتقاد گرفته می شد. همه می گفتن، وای این چیزا چیه این پسره رو اینترنت مینویسه! آخر سر با این حرفهاش خودشو تو درد سر می ندازه، اما حالا دیگه مجالی برای حرف مفت نیست.

خدا رو شکر که ما هم از دست مردم و چرندیاتشون آزاد شدیم.

فکر می کنم برای این دفعه، که اولین بار بود به قدر کافی نوشته باشم.

تا بعد یا حق!

ادامۀ مطلب...