نمايش پيامها با برچسب فرهنگی. نمایش همه پیامها
نمايش پيامها با برچسب فرهنگی. نمایش همه پیامها

اعتراض به گوگل برای نام «خلیج فارس»

این مطلب به درخواست یک خواننده ناشناس قیچی نوشته شده است. با این نوشته علاوه بر نوشته های قبلی بار دیگر می خواهیم به گوگل برای تغییر نام حقیقی و حقوقی خلیج فارس به نامی مجعول، دروغین و ساختگی معترض شویم. همانطور که در سال ۲۰۰۴ اعتراضاتمان به سازمان ناشینال جیوگرافی جواب داد و موفق بود، اینبار هم برای هویت و تمدن ایرانی باید از هر تلاش و کوششی دریغ نکنیم. از خواننده محترم متشکرم برای توجهشان به این موضوع.

نظر یک دوست ناشناس:

«چند وقت است به اين مسئله فكر مي‌كنم كه چرا براي اين‌ که يک قهرمان ورزشي، به
عنوان مرد شماره يک جهان مطرح شود، اين همه تبليغ مي‌کنيم و در بوق و کرنا مي‌کنيم
که همه بروند در فلان سايت و به ايشان رأي دهند كه وي به اين عنوان برسد. ولي وقتي
يک سايت مطرح در دنيا مثل «گوگل»، تاريخ ما را زير سؤال برده و نام «خليج فارس» را
تغيير مي‌دهد و اقدام به نظر سنجي مي‌كند، هيچ كس نمي‌گويد كه همه بروند و اعتراض
كنند كه چرا اين كار را كرده است. شايد واقعا قهرمان ورزشي مهمتر است! به هر حال،
چند وقتي است كه «گوگل» نام خليج هميشه فارس را تغيير داده است. از شما مي‌خواهم
اين پيام را در سايت خود درج كنيد و به همه اعلام كنيد كه به اين لينك رفته و
اعتراض خود را نسبت به اين اقدام اعلام كنند. تنها يك ميليون رأي لازم است تا
«گوگل» بار ديگر نام خليج فارس را قرار دهد. کار خيلي سختي هم نيست، فقط لازم است
نام و ايميل خود را وارد كنيد و اگر مي‌خواهيد در قسمت سوم، يك جمله هم در رابطه با
اعتراض خود بنويسيد. لينكي كه بايد در آن راي داد: امضاء پتیشن می
باشد.»

اینجانب علی سانسوری، تقریباٌ یک ماه پیش این پتیشن را امضاء کردم و همچنین نامه اعتراض را که از قبل نوشته شده بود را به روابط عمومی گوگل ایمیل کردم. قبلا در قیچی اشاره کامل به چگونگی فرستادن نامه اعتراض به گوگل شده بود. هم اکنون از شما تقاضا دارم که اگر تا کنون این کار را انجام نداده اید، همین حالا یک کلیک روی لینک بالا بکنید، و فقط ۱ دقیقه از وقتتان را برای کشورتان بگذارید. این کار نه جنبه سیاسی دارد، نه غیر قانونی است و نه خلاف شرع، پس منتظر چه هستید؟

مطالب مربوط:

نامۀ اعتراض به گوگل: خلیج فارس
خلیج ع.ر.ب.ی وجود ندارد!
برادران عرب

ادامۀ مطلب...

نویسندگان خود سانسوری کنند

وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي ايران از نويسندگان خواست برای جلوگیری از اعمال‌نظارت سخت بر ادبيات و ديگر هنرها در جامعه اسلامی، خود كتاب‌هايشان را سانسور كنند.


به گزارش خبرگزاری فرانسه، محمد‌حسين صفار‌هرندي در كنفرانسي خبري گفت: «اين چیزی است كه ما از ناشران و نويسندگان می‌خواهیم. شما از قانون بررسي و بازبيني مطلع هستيد، بنابراين صفحاتی را كه احتمالاً مشكلاتي ايجاد مي‌كنند، حذف كنيد.»
وی با هشدار به نويسندگان در خصوص وقاحت نگاري افزود که انتشار كتاب‌ها بايد مطابق با حساسيت‌هاي «مذهبي، اخلاقي و ملي» نظام صورت گيرد.
هرندی با اشاره به این که «انعكاس بيش از حد روابط خصوصي مرد و زن و قرار دادن جوانان و بزرگسالان در معرض توصیفات همبستري، نقض آشكار قانون است» ادامه داد: «اگر كسي فرد دينداري را چه در دين اسلام و چه در مسيحيت به تمسخر گيرد قانون را نقض كرده‌است.»
صفار هرندي همچنین گفت: «ما نبايد اجازه دهيم ضديت با خداوند در رسانه‌ها منعكس شود.»
در ايران همه كتاب‌ها پس از تأیيد وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي امکان انتشار پیدا می‌کنند و در پي به قدرت رسيدن محمود احمدي‌نژاد رئيس‌جمهور ايران در سال ۲۰۰۵، ناشران مدام از سانسور شديدتر كتاب‌هاي جديد انتقاد كرده‌اند.
وزیر ارشاد جمهوری‌اسلامی در این کنفرانس، در خصوص نامه اخير اتحاديه ناشران تهران كه وزارتخانه وي را به اعمال روند بررسي طولاني مدت و دل‌بخواهي متهم كرده‌است نیز اشاره کرد.
خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) اعلام كرد: «ناشران از فقدان قانوني روشن در تعريف خطوط قرمز، لغو مجوزهاي نشر و مفقود شدن كتاب‌ها پس از ارائه براي بررسي انتقاد كرده‌اند.»
در اين نامه آمده‌است: «بارها ديده شده‌است مسئله‌اي كه به ممنوع شدن نشر يك كتاب منجر شده در كتاب ديگری كه منتشر شده‌است به ميزان زيادي وجود دارد.»
ناشران ايراني همچنین براي چاپ كتاب‌هايشان به كاغذ دولتي متكي هستند.
در دو سال گذشته انتشار چندين عنوان جديد و چاپ مجدد، از جمله «خاطرات روسپیان سودازده من» جديدترين رمان گابريل گارسيا ماركز نويسنده مشهور كلمبيايي ممنوع شده است.
چاپ مجدد كتاب‌هاي صادق هدايت يكي از بزرگ‌ترين نويسندگان بزرگ معاصر ايران مثل «بوف كور» و مجموعه داستان‌هاي كوتاه وي نیز در معرض ممنوعیت است.

منبع: رادیو زمانه

ادامۀ مطلب...

پیوند با "تازیها"

امروز بحث "صدای شما" در سایت فارسی بی بی سی راجع به: ساعت مکه یا ساعت گرینویچ بود. به نظر بحث جالبی می آمد چون از ابتدا معلوم بود واکنش های جالبی دریافت خواهد شد. به نظر من بخش "صدای شما"ی بی بی سی یکی از جذاب ترین، و هیجان انگیز ترین بخشهای خبری فعال در اینترنت است. این بار به یک نظر خیلی بامزه، مضحک و مسخره برخوردم.


اغلب اوقات موضوعات مورد بحث در صدای شما، موضوعات جالب، پیچیده، و جنجالی می باشند. و چون بی بی سی خیلی مشهور است، انبوه نظرات و هم پراکندگی افکار بر جذابیت آن می افزاید. امروز در پاسخ سؤال مطرح شده: "شما در مورد پیشنهاد تغییر ساعت واحد جهانی چه فکر می کنید؟ آیا با استدلال این دانشمندان مسلمان موافق هستید؟ " هموطنی پاسخ داده بود:

"درود بر شما من از سر زمین خراسان استم و
هیچ پیوند زبانی، فرهنگی، مرزی، و دینی با تازیها نداریم هیچ گاه نمی خواهم که جای
تسو(ساعت) گرینیچ را تسو مکه تازیها بگیرد.بدروداسفندیار آریا
اسفندیار،
لندن"

همانطور که می دانید پس از حمله "تازیها" به گفته این دوست، که از قضا عرب هم بودند، و در الفباء شان حرف پ وجود نداشت، اسپندیار مبدل شد به اسفندیار! این دوست ما که هیچ پیوند زبانی، فرهنگی، مرزی، و دینی با تازیها ندارد، و اصرار دارد به جای واژه ساده، مصطلح، و روان ساعت بگوید "تسو"، به ذهنش خطور نکرده که شاید قبل از هرچیز بر اساس عقیده و اظهارات خویش به جای اسفندیار بگوید اسپندیار! شاید این اولین قدم باشد در مسیر نداشتن هیچ پیوندی با تازیها و بعد اگر فرصتی باقی ماند ما به ساعت می گوییم "تسو".

به جای سفید بگوییم سپید
به جای فارسی بگوییم پارسی
به جای اسفند بگوییم اسپند
و غیره...

ادامۀ مطلب...

قاچاق فيلم در ايران

قاچاق فیلم های سینمایی در ایران امروزه به یک معضلی فراتر از هر معضل دیگر تبدیل شده، و می تواند در دراز مدت ضربه جبران ناپذیری را به صنعت سینمای ایران، که بدون اغراق یکی از بهترین سینماها به نسبت تکنولوژی و امکانات در دنیاست، بزند. در خیابانهای شلوغ شهر تهران اگر قدم بزنید، در گوشه و کنار شهر دستفروش ها فیلمهای سینمایی را که هنوز در سینماها پخش می شوند٬ و یا به تازگی اکرانشان تمام شده را می فروشند. به عنوان مثال به تازگی قاچاق فیلم سنتوری جنجال بسیاری در کشور به وجود آورده است...


در حال نوشتن يک مقاله مفصل و کامل در اين زمينه بودم که به دليلی رشته افکارم پاره شد. تصميم گرفتم که مطلب را کوتاه کنم و به جای حاشيه رفتن٬ و دادن جزئياتی که کمتر نظر خواننده را جلب می کند٬ اصل مطلب را بنويسم. از اينرو فهرستی تهيه کردم از عوامل (دلایل) و راه حل های ممکن اين فاجعه:

  • وزارت محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی سانسور نکند; اگر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی قيچی تيزش را زمين بگذارد٬ و دائماً مانع مجوز برای اکران فيلمها نشود٬ حداقل فيلمها سريعتر به پرده های سينما رفته و قبل از آنکه به دست سو‌ءاستفاده چی ها بيافتند٬ فروش خواهند کرد تا دل کارگردان و تهيه کننده و ديگر دست اندرکاران آنقدر نسوزد.
  • دولت ايران قوانين سخت تری را برای پی آمد قاچاق فیلمها اجرا کند; به عنوان مثال در ايالات متحده (شیطان بزرگ) پی آمد کپی کردن هر فيلمي٬ کل يا جزئی از آن٬ و استفاده يا فروش آن به هر نحوی غير قانونی می باشد٬ و کسانی که از اين قانون تخلف کنند تحت پي گرد قانونی توسط اف.بی.آی (FBI) قرار مي گيرند٬ و مجازات آن ۵ سال حبس يا جريمه ۲۵۰ هزار دلاری می باشد.
  • دولت ايران هم قانون بين الملی کپی رايت را امضاء کند; خود دولت هم دست از کپی (دزدی) کردن بردارد٬ و اشتباهی که شاه سابق انجام داد را جبران کند٬ با امضاء نکردن قانون کپی رايت فيلمهای ايرانی در سراسر دنيا قانوناً به فروش می رسد. شخصاً در خيلی سايتهای ايرانی فيلمهای ايرانی را با کيفيت بالا برای دانلود ديده ام! [قبول کردن قانون کپی رایت در خیلی زمینه ها به ایران کمک خواهد کرد٬ من جمله فرش ایرانی!]
  • مردم مسلمان دزدی نکنيد; چرا فقط اسلام را در حجاب و احکام مجازات اسلامی اجرا می کنيد٬ مگر در دين مبين اسلام دزدی حرام نيست؟ پس چرا همين مردم مثلاً مسلمان فيلمها را قاچاقی می خرند يا دانلود می کنند٬ با علم بر اين که تومانی از سودش به جيب کسانی که بی نهايت برايشان زحمت کشيده اند٬ نمی رود.
  • کار از ريشه عيب دارد; همه آنچه که عرض کردم٬ و آنچه که من نمی دانم و ننوشتم به اضافه فرهنگ خرابی که هميشه ياد گرفتيم چيزی را اوريجينال‌ نداشته باشيم٬ دست به دست هم داده تا رفته رفته صنعت يا هنر سينمای ايران که طی ۱۰ سال اخير رشد چشم گيری داشته٬ و در مجامع بين المللی حرفی برای گفتن پیدا کرده٬ با خطری جدی روبرو شده. از اين پس يک تهيه کننده٬ که يکی از عوامل مهم در به وجود آوردن فيلم است٬ برای تهيه کردن يک فيلم بيش از ۱ بار فکر می کند. چون احتمال دارد که مثل فيلم سنتوری و هزاران فيلم ديگر در حالی که پيش بينی می شد فروش زيادی کند٬ با شکست ۱۰۰ ٪ مواجه شود!

مقالات مربوط از منابع ديگر:

قاچاق 'سنتوری'؛ نظرات شما

توقیف سنتوری، نشانه آغاز دوره ای تازه درسینمای ایران؟

اعتراض سینماگران به عدم نمایش 'سنتوری'

بحران تازه سینمای ایران: سرقت فیلم های در حال اکران

ادامۀ مطلب...

معرفی: Iran Represent

به پایگاه اینترنت http://www.iranrepresent.com بروید و با خرید تی شرت های "ایرانی" و "پندار نیک، گفتار نیک، کردار نیک" با افتخار ایرانی باشید.


من همین امروز 2 تی شرت را سفارش دادم تا از این پس هر جا که می روم به همه نشان دهم که یک ایرانی سرافراز و مفتخر هستم.

ما ایرانی ها از هر کاری برای بهتر کردن نام ایران و اعتبار از دست رفته مان، نباید دریغ کنیم. باید هر کاری گر چه کوچک باشد را انجام دهیم تا به جهانیان هویت واقعی و تمدن اصیل ایرانی را بشناسانیم. با به تن کردن این لباس من به جرأت به همه اعلام می کنم که یک ایرانی هستم و به ایرانی بودنم افتخار می کنم. در این زمانه ایرانی های زیادی هستند، که یا می ترسند، و یا خجالت می کشند هویت ایرانیشان برای دیگران نمایان شود. این بخش بیشتر مخاطب ایرانی های خارج از ایران بود.

به امید سر بلندی ایران و ایرانی!
ادامۀ مطلب...

زبان پارسی به بلاگر اضافه شد!

امروز وقتی در حال تغییر تنظیمات و به روز رسانی قیچی بودم. متوجه شدم که بالاخره زبان شیرین و مادری پارسی ما هم به لیست زبانهای بلاگر اضافه شده است.
به سایت http://www.blogger.com/ بروید. بالای سمت راست صفحه در قسمت زبان، پارسی را انتخاب کنید.


سپس طبق معمول با وارد کردن شناسنامه کاربر و کلمه عبور خود وارد سایت بلاگر شده.
در قسمت تنظیمات بلاگتان به بخش قالب بندی رفته و در آنجا هم زبان بلاگتان را پارسی کنید.

در این لحظه بلاگ شما یک بلاگ کاملا پارسی شده است. بنده از این عمل بلاگر بسیار خوشحال و مسرور هستم. همانطور که مشاهده می کنید سایت قیچی که در اصل همان بلاگ از متعلق به بلاگر می باشد، یک بلاگ کاملا پارسی شده و همه چیز در این صفحه طبق دستور زبان و راست به چپ زبان پارسی انجام شده است.

زبان پارسی در بلاگر یکی از آخرین زبان های اضافه شده میباشد. از این که مسئولان بلاگر تا این حد دقت می کنند، خیلیی خوشحال هستم.
شما هم زبان بلاگتان را پارسی کنید!
ادامۀ مطلب...