نمايش پيامها با برچسب مذهبی. نمایش همه پیامها
نمايش پيامها با برچسب مذهبی. نمایش همه پیامها

دین (بخش اول)

مدتی است که چیزی ننوشته ام و تنها دلیلش نداشتن تفکر کافی برای یک نوشته خوب و ارزشمند بود. به قول معروف دوست ندارم فقط ورق را سیاه کرده باشم، از اینرو آنقدر صبر کردم تا بتوانم یک مطلبی مناسب و در حد خودم ارزشمند بنویسم. این اولین باریست که راجع به مبحث جنجالی و پیچیده مذهب می نویسم. مطمئن هستم که این بحث در یک پست کامل نخواهد شد، و ناگزیر ادامه بحث را در بخشهای بعدی کامل خواهم کرد.


دین چیست؟
دین را می توان بدین شکل تعریف کرد: دین متشکل است از یک سری عقاید و تجربیات که غالب اوقات بنای آن بر ادعاهای معین ماوراء طبیعی و معنوی پیرامون حقیقت، نظام عالم وجود، و طبیعت انسان می باشد. این عقاید و تجریبات غالبا به صورت دعا، آیین مذهبی و قوانین دین (شریعت) جامه عمل می پوشد. البته این نسخه از تعریف دین به صورت خیلی ساده و بی طرفانه می باشد. اسلام تعریف دیگری از دین دارد. بنابر کتاب مسلمانان، قرآن: "همانا دین در واقعیت است" (سوره ۵۱ - آیه ۶). شاید اصلاً نتوان به دین یک تعریف داد. شاید تعریف دین امکان پذیر نباشد، چون عقاید متفاوت می باشند، پس تعاریف متفاوت است.

چگونگی پیدایش دین
به دلیل وجود عقاید مختلف می توان گفت دین پیچیده ترین و مشکل ترین موضوع در جوامع بشری است. گذشته از جنگهایی که به خاطر کشور گشایی، و غارت دارایی های ممالک دیگر صورت گرفته، همواره جنگهای بسیاری به نام خدا و به نام دین انجام شده، می شود و خواهد شد. پس صحبت کردن راجع به دین مستزلم جانب داری است و بیان هر مطلبی در این باره گویای منشأ اش (مذهبش) می باشد. بعنوان مثال یک اِیتیست (بی خدا) هرگز اعتقاد بر پیدایش دین نداشته، و دین را جز راهی برای فریفتن مردم نداند. حالی که یک کلیمی، مسیحی و یک مسلمان پیدایش دین را از زمان ظهور پیامبر خویش ببینند! البته چون این سه دین از ادیان ابراهیمی هستند، پس پیدایش دین را احتمالا با آمدن آدم و حوا به زمین می دانند. در ذهن هر انسانی در دوران کودکی و به هنگام بزرگ شدن سؤالاتی به وجود می آید که خود ارتباط مستقیم با ابتدایی ترین مسائل دینی و مذهبی دارد. مثلاً همه ما پرسیده ایم: خدا کجاست؟ ما از کجا آمده ایم؟ ما چطوری به دنیا آمده ایم؟ خوب و بد چیست؟ تشخیص، و احتمالاً هم وجدان! در این زمان است که محیط رشد بچه بیشترین تأثیر را بر اعتقاداتش در عمر شصت، هفتاد ساله او خواهد گذاشت. پاسخهایی که در عوض آن سوالها می شنود، تعیین کننده عقیده، مذهب و دین بچه خواهد بود.

هدف از دین
شاید در قرن بیست ویکم کمتر چیزی که رهبران مذهبی دنیا به آن فکر کنند پیدا کردن شناخت و معرفت به خالق هستی باشد. ۹۹/۹۹ ٪ این رهبران مذهبی فقط سمبل دین و مذهب را حمل می کنند. و بیشتر بر حواشی دین اتکا دارند تا اصول دین! و آن اصول چه بود؟ پرستش خدا! ادیان همگی دچار سوء تفاهم شده و کمتر توجه به هدف دین می کنند. در اینجا زمینه را مناسب می بینم تا عقیده شخصی خود را هم بگنجانم که "ادیان" وجود ندارد، و فقط دین وجود دارد. نامها مهم نیستند، اصل دین مهم است. عبارت انسان که از ریشه نسیان می آید به معنای فراموش کار است و همین دال بر فراموش کاری انسان بوده که خدا به او گفت از آن درخت نخور و او خورد. و همین انسان که خدا به او گفت: "ای پسر آدم، آیا تو همان نبودی که با من عهد بستی؟" فراموش کرده عهد خدا را و جاهل شد. همانطور که ما در جوامع، مطیع قوانینی هستیم که هدف این قوانین بهبودی جامعه و برقراری آرامش و صلح می باشد، روح ما نیز مستلزم پیروی از قوانینی است که در مجموع آن را دین می نامیم. در طی تاریخ این قوانین کمرنگ تر شده و بیشتر رنگ سنت و فرهنگ به خود گرفته. همانطور که یک مسلمان از ایران فرهنگ ایرانی را وارد اسلام کرده، و یک مسلمان هندی فرهنگ هندی را. دین هم اکنون آداب رسوم است و عقیده موروثی می باشد، زیرا تولد در خانواده ای کلیمی فرزند را کلیمی می کند، وتولد در خانواده ای مسلمان فرزند را مسلمان. این فرزند نیست که عقیده اش را پیدا می کند، این فرزند نیست که برای حقیقت تلاش و کوشش می کند، بلکه اولیاء او به سادگی عقیده و مذهب را به او می خورانند. پس در یک کلام می توان گفت هدف از دین در لا به لای لایه های جوامع گم و بی معنی شده!

فواید دین
در این قسمت به طور کلی از فواید دین صحبت می شود و منظور از فواید دین فقط یک دین خاص نیست. فواید دین به شرح زیر می باشد:

  • داشتن وجدانی بیدار و آگاه: دین باعث می شود یک فرد متدین هرگز کارهای خلاف دین که اکثرا خلاف قوانین اجتماعی هم هستند، نکند. من جمله ده فرمان حضرت موسی (ع). اگر فردی تابع ده فرمان باشد، مطئمناً در جامعه هم فردی سالم و بی آزار خواهد بود.
  • شناختن خدا و کسب معرفت از نظام هستی: با دین، مخلوق می تواند از خالق خود با خبر شود. با او در ارتباط باشد و به او پناه ببرد از شر و مشکلات.
  • برابری و برادری میان افراد: دین موجب همبستگی و اتحاد میان مردم می شود، دین باعث می شود تبعیض علیه نژاد، قومیت، و جنسیت از بین برود.
  • آگاهی و اعتدال: دین باعث می شود یک فرد مومن در زندگی اش از افراط و تفریط دوری کند و به اعتدال نزدیک شود.
  • انگیزه زندگی: با دین یک فرد می تواند به حیات و مرگ نگاهی متفاوت داشته باشد، و مرگ جسمی را انتهای حیاتش نداند، بلکه مطمئن باشد که حیاتش به شکلی دیگر در جهانی دیگر ادامه خواهد داشت.

از فواید دین خیلی مسائل دیگر را می توان نام برد که در این مبحث نمی گنجد، هدفم از این مقاله پرداختن هرچه بیشتر به چگونگی دستبرد انسانهای مثلاٌ مؤمن و مردان خدا به دین است. این بود مقدمه ای برای نوشتن مقالات بعدی در باب دین و مذهب و زیانهای آن بر جوامع بشری.

ادامۀ مطلب...